ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
330
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ناحيهاى جاى آن را گرفت . و نيز توان گفت كه در ايران و آسياى ميانه و هند ، و سپس در قلمرو دولت عثمانى 77 مؤلّفات محلى به زبان فارسى و تركى به وجود آمد . نمونهء سفرنامه تا به آخر همچنان فراوان و پر رونق بود ، و درخور توجّه آنكه آخرين جهانگرد بزرگ كه سفرهاى وى شامل همهء جهان اسلام بود به قرن چهاردهم / هشتم ه . تعلّق دارد . وى ابن بطوطهء مشهور يعنى جهانگردى است كه تا همين سالهاى اخير سفرنامهء وى در دبيرستانهاى ممالك عربى خوانده مىشد و روشنفكران عرب هنگام گفت و گو از او لبخندى آميخته به تحقير مىزنند . همان جهانگردى كه محقّق تاريخ اردوى زرّين و آسياى ميانه از مراجعه به دو بىنياز نيست و با وجود اين ، روايات وى دربارهء چين و هند همسنگ سفرنامههاى سندباد و عجايب هند است . و هر چند نظريّات دربارهء او مختلف باشد انكار نمىتوان كرد كه عملا آخرين جغرافى شناس جهانى بوده ، يعنى روايتگرى نبوده كه فقط به كتابهاى ديگران تكيه داشته باشد ، بلكه جهانگردى بوده كه به بسيارى از مناطق سفر كرده و سفرهاى وى از صد و هفتاد و پنج هزار ميل گذشته است 78 و از اين رو رقيب چشمگير معاصر سالمندتر خود ، ماركوپولوى و نيزى ، به شمار مىآيد . 79 مقايسهء اين دو ، كه گاه مبالغه آميز مىنمايد ، از بعضى جهات جالب نيز هست ، زيرا كه قالب ادبى هيچ يك از دو سفرنامه به خود جهانگرد تعلّق ندارد ، بلكه از ديگرى است و نيز دو مؤلّف نسبت به مسائل آسيا مكمل همديگرند . جهانگرد و نيزى شرق دور را بهتر از مغرب مىشناخته و در عوض طبيعى است كه درك دوّمى از تمدّن مناطقى كه به وصف آن پرداخته روشنتر از و نيزى بوده است . و شباهتشان از اين جهت بيشتر مىشود كه هيچ يك از آن دو در قلمرو جغرافيا جزو دانشوران نيست ، ولى بايد بگوييم كه گزارش همشهرى مسلمان از مسير سفر خود ، از معاصر مسيحى او ، موثّقتر است ، ولى گزافه گوييهاى او را هم نبايد از ياد برد . بىگفت و گو گزارش وى از « سرزمين ظلمات » واقع در آن سوى اراضى بلغارهاى ولگا بر پايهء انديشهاى ناموثّق يا منبعى ادبى است كه كاملا مفهوم نشده است ، 80 و نيز گزارش وى از بلاد طواليسى واقع در جايى از كوشنشين ، با افسانههايى از بلاد ديگر به هم پيوسته و چيزى آشفته و درهم شده است . ولى هر چه در قسمتهاى مختلف سفرنامهء او بيشتر مطالعه شود اعتماد به درستى منقولاتش بيشتر مىشود . نام كامل وى ابو عبد الله محمّد بن عبد اللّه لواتى طنجى است و كلمهء اخير رابطهء وى را با طنجه نشان مىدهد كه در آنجا به روز 24 فوريه 1304 / 703 ه . براى نخستين بار چشم به دنيا گشود ، و كلمهء پيش از آن نشان مىدهد كه اصل وى از قبيلهء لواته بربرى ( به زبان بربرى : « ايلواتن » ) بوده كه تيرههاى آن در سراسر ساحل افريقا تا مصر پراكنده است . 81 بطوطه ، نام خاندان وى ، نيز با قوم بربر ارتباط دارد . فيشر خاورشناس به سال 1918 به طور قطع معلوم داشته